نام: گفتگوهای من با شاه : خاطرات محرنامه امیر اسدالله علم – [دو جلد]Gofteguhaye Man Ba Shah Cover 205x300 گفتگوهای من با شاه : خاطرات محرمانه امیراسدالله علم   دو جلد

نویسنده: اسدالله علم

زیر نظر: عبدالرضا هوشنگ مهدوی

ناشر: انتشارات طرح نو

تاریخ نشر: سال ۱۳۷۳ – چاپ ششم

تعداد صفحات: جمعا ۹۲۹ صفحه

حجم: جمعا ۸.۵ مگابایت

گزیده‌ای از کتاب در ادامه مطلب

دوره دو جلدی: ۹۲۹ صفحه – ۸.۵ مگابایت

دانلود از لینک مستقیم

***

جلد اول: ۴۲۳ صفحه – ۴.۲ مگابایت

جلد دوم: ۵۰۶ صفحه – ۴.۳ مگابایت

گزیده‌ای از کتاب:

…شام در کاخ ملکه ی مادر . شاه بسیار سرحال و شنگول بود . در میان میهمانان ، سپهبد یزدان پناه هم حضور داشت که رئیس بازرسی شاهنشاهی است ، و اشاره کرد که اخیرا شکایت ها کمتر شده ، که حاکی از رضایت مردم از دولت است . من گفتم : شاید هم به سادگی به این نتیجه رسیده اند که چون شکایت هایشان به جایی نمی رسد ، دست از شکایت برداشته اند .

نه شاه و نه یزدان پناه هیچ کدام شوخی را نگرفتند ، ولی من خوشحالم که حرف دلم را زدم ، اقلا چشم و گوش شاه را باز می کند .

به شاه گفتم با وجود این که موقعیت مناسب حرف های خنده دار نیست ولی ناچارم واقعه ی مضحکی را که دیشب در دفتر نمایندگی اسرائیل رخ داده گزارش کنم. و آن عبارت از این بود که من مشغول گفتگو با رئیس ستاد ارتش اسرائیل بودم و درباره ی پیشرفت های ایران حرف می زدیم که ناگهان ارتشبد ازهاری مثل خروس بی محل پرید میان حرف ما وگفت در این جا هر پیشرفتی که انجام گرفته یک علت داشته و آن هم این که همه مثل سگ از شاه می ترسند . اگر کسی دستوری را که او داده انجام ندهد حسابش با کرام الکاتبین است .

شاه گفت : خوب اشکال این حرف چیست ؟ ناچار شدم بگویم ترس و وحشت جانشین درستی برای میهن پرستی و انجام وظیفه نیست . شاه گفت : باز هم نمی دانم کجای حرف او اشکال داشته ، که به روشنی منظورش این بود در آینده بهتر است نظریاتم را برای خودم نگاه دارم …